العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
282
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
گفت : تو مقصود و نيت ما را نفهميدى و گرفتار اشتباه و انحراف شدى ، من بر خود و شما گريه كردم . اما گريه براى خودم از اين جهت است كه تو مرا به جايى نسبت دادى كه من درخور آن مقام بزرگ نيستم پنداشتى من رافضى هستم ، واى بر تو من از امام صادق عليه السّلام شنيدم نخستين كسانى كه به اين عنوان خوانده شدند ساحران فرعون بودند كه با ديدن آيات ايمان آوردند و به موسى عليه السّلام پيوستند و فرعون آنها را رافضى ناميد . پس رافضى آن كس هست كه آن چه را خداوند قبول ندارد ترك گويد و اوامر خداوند را انجام دهد ، اينك آن جريان كجا و وضع ما كجا هست ، و اينكه بر خود مىگريم براى اين است كه مىترسم خداوند بر دل من آگاهى پيدا كند و با اين لقب شريفى كه تو به من دادى مورد عتاب پروردگار قرار گيرم . خداوند به من مىفرمايد : اى عمار تو واقعا اباطيل را ترك كردى و رو به طاعت آوردى همان گونه كه به تو گفتند و اين موجب مىگردد كه من در رسيدن به درجات كوتاهى كنم در صورتى كه خداوند با من مصافحه كند ، و يا موجب عقاب گردد در صورتى كه با من مناقشه نمايد ، مگر اينكه دوستان ما از ما شفاعت كنند . اما اينكه چرا به حال تو گريه كردم به خاطر اين است كه دروغ بزرگى در باره من گفتى و با نامى ديگر مرا نام بردى و از اين مىترسم كه خداوند تو را عذاب كند براى اينكه نام بزرگى براى من انتخاب كردى ، و اگر تو اين نام را پست بدانى در برابر اين بىاعتنائى چگونه بر عذاب خداوند صبر مىكنى . امام صادق عليه السّلام فرمود : اگر گناهان عمار از آسمانها هم بزرگتر و از زمينها هم سنگينتر بود براى اين سخنانى كه بر زبانش جارى شد آمرزيده مىشود ، و حسنات او در نزد خداوند به اندازهى است كه يك خردل از آن هزار بار بزرگتر از دنيا مىباشد . به حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام گفته شد كه از بازارى گذشتيم مردى در آن جا فرياد مىزد : من از شيعيان آل محمد عليهم السّلام هستم و آل محمد از خالصان مىباشند ! ،